شش ماهه ترین تشنه بہ دست پدر آمد

شش ماهه ترین تشنه بہ دست پدر آمد

با لب زدنش گریۀ هر سنگ در آمد

در فاصلۀ کوچک یک بوسه بہ سرعت

بے تاب شد و حوصلۀ تیر سر آمد

💢 💢
دیدگاه ها (۱)

به كسی كينه نگيريددل بي كينه قشنگ استبه همه مهر بورزيدبه خدا...

#مولا_جانم ✨ بی قرار توأم و در دل تنگم،گله هاست آه بی تاب ش...

وابستگی قشنگ ترین حس دنیاسولی به همون اندازم دردناکهوقتی به ...

کپشنننن برای گلیااا😌💅🏻عروسک من😈🔞پارت شصت و هفتیهو به عقب کشی...

هـر دو از جنسِ بهـاریم بیـا پر بزنیمخستـه از صبـر و قراریم ب...

تقدیم به جانانم:🫀🫂ماه با یک دل روشن به تو می اندیشدروز با حو...

......پارت هفتم......

اعتراضات فغانسه

مربی موتور سوار

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط