روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی

روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی
زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی
 هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود
وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی
 مأمور صبر بودی و در ظهر کربل
اانگار از وجود خودت سیر می شدی
 دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی
در چشم خیس قافله تکثیر می شدی 
حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم
با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی
دیدگاه ها (۱)

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

در آتش نگاه تو تبخیر می شومبارانیم ز شوق تو، تکثیر می شومحرف...

کاش می شد که دلم در غل زنجیر شودنفسم از نفسِ گرم تنت سیر شود...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

زخمی عمیق بر تنِ تقدیر خورده استگویا به روزهای نفس گیر خورده...

چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است؟چرا هرکس که عاشق ب...

چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است؟چرا هرکس که عاشق ب...

چرا آن را که میخواهی دلش پیش کسی گیر است؟چراهرکس که عاشق بود...

چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است؟چرا هرکس که عاشق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط