{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آتش نگاه تو تبخیر می شوم

در آتش نگاه تو تبخیر می شوم



بارانیم ز شوق تو، تکثیر می شوم



حرفی، گلایه ای، غزلی، لب فرو مبند



در دامن کلام تو تعبیر می شوم



گفتی اجاق حوصله ام سرد می شود



وقتی من به پای تو زنجیر می شوم



آخر تمام بودن من با تو بودن است



بی تو از وجود خودم سیر می شوم



از ابرهای خسته، باران امید نیست



در بارش نگاه تو تطهیر می شوم



شاید هنوز قافله ای در پی من است



تا در کجای عشق زمین گیر می شوم



گفتم غزل به شام تو گویم عجیب نیست



گر با خطوط شعر خودم پیر می شوم
دیدگاه ها (۳)

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط