{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های پاک

عاشقانه های پاک

شاید تو خواستی غزلی را که نذر توست
اینگونه زخم خورده و بی سر بیاورم

 یک قطعه خواندی از روی نی، شاعرت شدم
آن قطعه را نشد به غزل دربیاورم

 یک پرده خواندی از روی نی، آتشم زدی
این شعله را چگونه به دفتر بیاورم

 با حنجر تو کاری اگر خنجری نداشت
کاری نداشت واژه ی بهتر بیاورم

 وقف تو اشک ها و غزل هام، تا اگر
گفتی گواه عشق بیاور بیاورم

 فصل عزا تمام شد اما چگونه من
پیراهن عزای تو را دربیاورم

 تا می وزید نام تو پر می کشید دل
چیزی نمانده بود که پر دربیاورم

 نزدیک بود در تب گودال قتلگاه
از عرش ربنای تو سردربیاورم

 با اشک آمدم به وداعت که لااقل
آبی برایت این دم آخر بیاورم

 این واژه ها به کار رثایت نیامدند
با زخم های تو چه برابر بیاورم؟

 آخر نشد که آب برایت بیاورند؟
این روضه را گذاشتم آخر بیاورم

 امسال هم دعای فرج، بی جواب ماند
من می روم برای تو یاور بیاورم

قرآن بخوان که گوش دلم با صدای توست
این بیت هم، سر غزلی که فدای توست

#حسن_بیاتانی
#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکرنو
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

رفتی ولی به پرده دل،رد پای توست... آیینه ی شکسته دلان، در صد...

..من اگر مستت شوم بانو، تو جامم میشوی؟هرچه دارم نذر چشمانت، ...

من اگر مستت شوم بانو، تو جامم میشوی؟هرچہ دارم نذر چشمانت، بن...

من اگر مستت شوم بانو، تو جامم میشوی؟هرچه دارم نذر چشمانت، بن...

من اگر مستت شوم بانو، تو جامم میشوی؟هرچه دارم نذر چشمانت، بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط