از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز #چشمهای تو گیرم، فقط همین ...
با دیدنت زبان دلم بند آمده ست
#شاعر شدم که لال نمیرم
فقط همین ...
دیدگاه ها (۱)

هرچه کردی به دلم باز تورا بخشیدم با زبان زخم زدی،دشنه زدی،خن...

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

مرضیه جانم🌸کنارِ تو، انگار جهاناز تمامِ هیاهویش دست می‌کشد؛ز...

عاشقانه های شبنم

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط