{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او رفت و من فقط نگاهش کردم..........

او رفت و من فقط نگاهش کردم..........


باخندهٔ ظاهری سیاهش کردم..............


دڸ سوخت ولی سکوت کردم برود.......


یک عالمه اشک فرش راهش کردم.......
دیدگاه ها (۴)

میان تاریکیتو را صدا کردمسکوت بود و نسیمکه پرده را می‌برددر ...

مهمونی پارت ۶۰

پارت ۲۲جونگکوک همه چیز را تعریف کرد.سال‌ها قبل، پدر من رهبر ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³²ویو: اتاز وقتی برگشته بودیم...تق...

منو ببخش پارت ۳

𝖕𝖆𝖗𝖙22بعد از بوسه، سکوت شد.لیسا عقب کشید. به جونگ کوک نگاه ک...

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

🇫🇷دلم برای ایران سوخت!🇮🇷وقتی فرانسه، غربی و غرب‌گرا را رسوا ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط