{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Chapter:2
Part:111

با شنیدن این صدا...قلبم شروع به تپیدن کرد
من توهم زدم؟...اگر توهمه پس چرا اینقدر واقعیه
اگر توهمه پس چرا نفس های داغش پوستمو میسوزونه ...

صدای نفس هاش...بوی عطرش...گرمای دستاش

نه...این نباید واقعی باشه

آروم برگشتم و فقط چند ثانیه نگاهش کردم
اون هیکل بزرگ،پوست درخشان،عطر تلخ و در نهایت اون دو تا چشم بزرگ....
اینا فقط خصوصیات یه نفر بود...
خودش بود...اون جونگ‌کوکه من بود

باورم نمیشه....انگار خوابایی که هر شب میدیدم واقعی شده بود

فقط نگاهم می‌کرد...
نگاهی که پر از شرمندگی و دلتنگی بود

دستم ناخودآگاه بالا رفت و خیلی آروم بازو هاشو گرفتم
اما خیلی زود پسش زدم و سرمو چند بار تکون دادم

با صدایی که از ته چاه میومد لب زدم:

هیزل:نه...

صدام بین بغض گم شد
احساس خفگی می‌کردم...سرمو انداختم پایین و بعد دستامو روی چشمام قرار دادم

نتونستم خودمو نگه دارم
اشک هام دونه دونه روی صورتم افتادن و صدای گریم سکوت رو شکست

سه سال سکوت...سه سال دلتنگی و در آخر سه سال تفکر اشتباه....همه شون توی چند قطره از جنس اشک خلاصه شده بودن.

جئون با قدم های اروم بهم نزدیک شد
و بعد دستاشو دورم حلقه کرد

جونگ‌کوک: کاش واقعا میمردم....تا اینکه گریه ی فرشتمو دربیارم

ادامه دارد....
لایک فراموش نشه 🐾

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۶۴)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑦خم شد و کتابارو گرفت: «متاسفم خانوم ، پولِ ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط