{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم. 
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم   
پیشانی ار ز داغ گناهی شود سیا 
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا. 
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.   
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت. 
او می گشاید … که به لطف و صفای خویش،
گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت.   
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم. 
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.   
مائیم … ما که طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما که جامه تقوی دریده ایم؛ 
زیرا درون جامه بجز پیکر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!   
آن آتشی که در دل ما شعله می کشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛ 
دیگر بما که سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهکاره رسوا! نداده بود.   
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حکایت عشق مدام! ما. 
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق 
ثبت است در جریده عالم دوام ما  

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

حماسی

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ...

...بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،هر چند ره به ساحل لطفش نبر...

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،    هر چند ره به ساحل لطفش نب...

بر روی ما نگاه خدا خنده میزند هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ...

هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایمزیرا چو زاهدان سیه کار خرقه ...

بر روی مانگاه خداخنده میزندهر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایمز...

بر روی ما نگاه خدا خنده می‌زندهرچند ره به ساحل لطفش نبرده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط