{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فسانۀ شب غم را چراغ می فهمد

فسانۀ شب غم را چراغ می فهمد
زبان آه مرا گوش داغ می فهمد

به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما
فریب عشوه فروشان باغ می فهمد

ز دور دل به تپیدن دهد، چه حال است این؟
غریب کوی تو را بی سراغ می فهمد

قدح به لب چو گرفتم، شراب سوخت، حزین!
حرارت جگرم را ایاغ می فهمد
دیدگاه ها (۱)

پرنده ات هستمتا آن هنگامکه قفسم نباشی.

تا زمانی که جهان را قفسم می دانمهر کجا پر بزنم طوطی بازرگانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط