از اتاق ظهری در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان

از اتاق ظهری در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناهارم رو میدی بخورم.
گفت واسه تو ناهار درست نکردم!!!؟؟
گفتم یعنی چی؟
گفت:برو ناهارتو دانلود کن با بچه های ویسگون دور همی بخورید..!
بابام گفت لایک
داداشم گفت مامان با اجازه ‌‌ copy
میگم مامان اخه گشنمه!
گفت:همین که هست دوس نداری
left


بده

@foad
دیدگاه ها (۱۰)

جدایی

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

صرفا جهت تنوعاز اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم م...

از اتاق در اومدم رفتم آشپزخونه،به مامانم میگم: مامان جون ناه...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون ناه...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط