عاشقانه

مانده‌ام دور -خدا را- سخن از یار بگو
سخن از یار به این مانده ز دیدار بگو
چون به فرجام همین درد جدایی کُشدم
تا دَمی مانده -خدا را- سخن از یار بگو
هان! مپندار مرا خسته و رنجور کنی
تا توانی تو بگو از وی و بسیار بگو
ناسزا دانم و بیهوده سخن گر نه از او
مهربان باش به من آنچه سزاوار بگو
بس ز فردوس بگفتند و ز دوزخ، تو دگر
تا بمیرم همه از دلبرِ دلدار بگو
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دا...

مانده‌ام دور -خدا را- سخن از یار بگوسخن از یار به این مانده ...

مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگوما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگوای ش...

بسم *الله* الرحمن الرحیم... شب فراق تو جانم *خدا* کند که سر ...

جز در خانهء تو در نزنم جای دگرنروم از سر کوی تو به ماوای دگر...

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتکار چراغ خلوتیان باز درگرفتآ...

غزلستان: فال روز سه شنبه، ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ ای پیک راستان خبر یار ما بگو احوال گل به بلبل دستان سرا ب

نگاه کردن اشک تو خواهرم سخت استصبور باش که این حرف آخرم سخت ...

#ازعشق_مجابم_کنساقی تو شبی مست شرابم کن و بگذار بمیرم ...

.الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می‌خواهی؟که دردم را نمی‌بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط