#درد_بی_دادرس

#درد_بی_دادرس

گفت :سعید دقت کردی سکوتی عجیب حاکم شده در شهر
گفتم :پس تو نیز هیاهو راه مینداز بیش،از این ....
نمی بینی مگر مردمان درد مند هستند ...
گفت :درد چه دارند آخر ....
اگر دردمند بودند که صدایشان بایست گوش فلک را کر میکرد....
گفتم :درد بی دادرس دارند .... #درد_سکوت
گفت :درد سکوت دیگر چیست ؟
گفتم : درد را مراتبی است و درجاتی ....
اول: #درد_سطحی که به فریاد می اورد و فغان و ناله بسیار.....
درد مند را و #دادرس و #دادگر می طلبد به یاری .....و برای #واخواهی
دیگر : #درد_عمیق که دیگر از پوست و گوشت گذر کرده و کارد به استخوان رسیده و لا علاج است و مسکن را درمانی نیست بر این آلام....
در این مرحله از درد دردمند دیگر از فریاد و ناله خسته شده
...از فغان بی دادرس نومید است و تمام توان خویش را
خشمی کرده پنهان در وجود خویش ...
و این درد سخت است ....بد است ...و کشنده ....
مردم عادت کرده اند فریاد رس باشند و یاری دهند ....
و نه سکوت رس و بر سکوت هیچ وقعی نمی نهند و نشان از رضایت دانند انرا ....
چه ابله بود آنکه بار اول گفت سکوت نشانه رضایت است ...
و این را مثل کرد و ورد دهان مردمان ....
و چه ابله هستند آنان که سکوت ما را از رضایت دانند ...
و ریشخند کنند ....

#سعیدعرفانی
دیدگاه ها (۱)

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

حتما با دقت بخونید فعل مجهول........

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

مطالعه کنید،👇👇👇

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

#کارو_شاعری_هرزکار_بود_از_آدمای_امروزی_بدتر_هوس_زیادی_کورش_ک...

خداوندا...!!!اگر روزی بشر گردیزحال بندگانت با خبر گردیپشیمان...

#درخواستی درد، همچون خاری در گلویش چنگ انداخته بود و تمام وج...

بررسی شعر (خوزستان) از «حسین صفا» از قطعه (خوزستان) با صدای ...

دارم از غصه می‌میرم... این عکس را احمد ابوالفتحی منتشر کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط