{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم ؟

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم ؟
یعنی چه که افتاد به چشم تو نگاهم ؟

چشمان تو دیدم که شدم راهی دریا
از رؤیت رویت شد اگر عاشق ماهم

از حسرت حرفی که نشد با تو بگویم ،
هر روز در آیینه تو را می کشد آهم

یک سلسله زیبایی و یک رشته نجابت
پیدا شده در نقشه ی چشمان تو با هم

یا "رومی"ِ روی تو و یا "زنگی"ِ زلفت
یک لحظه سفیدم من و یک لحظه سیاهم

ابروی تو با غیرت و گیسوی تو گیرا
آن رانده مرا از در و این داده پناهم ... !
دیدگاه ها (۱۳)

ای دار و ندارِ منِ عاشق...بد جا شده ای در دل اشعار اخیرمجز ...

باز دردی از دلت آرامشت را برده استیا دلت از تیر غیب دوست زخم...

‌قشنگ نیست که بی‌تو دم از سفر بزنمبه جاده دل بسپارم به ماه ...

قصد دارم که فقط همسفرت باشم و بسبا بسی دلهره دنبالِ سرت باشم...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم ؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگ...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط