مرا روی زانوهایت نشاندی

مرا روی زانوهایت نشاندی

موهایم را بوسیدی و گفتی:

"در آن ساحل باران خورده پاییزی

که موهایت روی شانه هایت می لرزید

چقدر زیبا بودی"

گفتی:

"یادت می آید

جای لب های صورتی خوش رنگت

روی گونه ام پاک نمی شد

و یک نفر از آن دور دست ها

از بوسه هایمان شماره بر می داشت."

بلند شدم

و تکه تکه های خودم را

از روی زانوهایت جمع کردم

اما در میان تکه پاره ها

دهانم را پیدا نمی کردمتا بگویم

من

هرگزساحل باران خورده به چشم ندیده ام

هرگز لب هایم را صورتی خوش رنگ نکرده ام

و هیچ وقت موهایم تا روی شانه هایم نبود !

شعر فرنگیش شنتیا .
دیدگاه ها (۱)

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

چند پارتی بازی ممنوع

موسیقی

نمیبخشمت p.23

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط