یارب

یارب
توکیستی که ناز گنهکار میکشی:)؟!

#معبودم


#رمضان بیشتر از آنکه
یک "ماه" باشد
یک عقیده‌ی محکم
و البته خواستنی است...
روزهای بلندش
و شب‌هایِ کوتاهی
که چراغِ بیشتر خانه‌ها
در آن روشن است،
کوچه‌هایی که نیمه شب‌ها
عطرِ خوشِ سحری هایِ
دلچسب دارند و ظهرهایی که
تویِ هر مسجدی پا بگذاری
هجومِ معنویت است
که به سمتِ تو می آید...
من این ماه را
عاشقانه دوست دارم،
با آنکه مرا یادِ آنها که بودند
و نیستند می اندازد،
یادِ کودکی و صدایِ دعا خواندنِ
بابا جانم که هنوز جوان بود،
یادِ وقتی که این‌همه
گرفتار نبودیم هنوز...
و با این‌همه من باز
دوستش دارم و هنوز از آمدنش
لبخند به لبم می‌نشیند
و فکرِ فردا که مردم با هم بهترند،
آرام تر و مهربان‌ترند...
برایم لذت بخش است...

#رمضان_کریم🌙🌹🍃
#التماس_دعا
#طاعاتتون_قبول_درگاه_حق🤲🏼


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۷

وقتی که دیگه برات مهم نیستم

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

[ پارت آخر ]

ادامه

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

صبح چه زيباست چشم هايت را که باز می کنیياد كسیخواهی افتاد كه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط