{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و دستانِ تو بِداهه‌ای گرم و به‌هنگام بود

و دستانِ تو بِداهه‌ای گرم و به‌هنگام بود
که در ذهنِ گنجشک‌های زمستان‌دیده نمی‌گنجید
آمدی با سخاوتِ دستان‌ات
برگ‌های تازه جوانه زد
و بر چندشاخگیِ موهایم
گنجشک‌های جوان لانه ساختند
و آوازهای تازه آموختم
به آینه گفتم «فرصت کم است
وقتی برای شمردنِ بهارهای رفته نمانده‌ است
دستی به موهایم بکش
هرطور شده باید این فصل زیبا بمانم »


{ لیلاکردبچه }
دیدگاه ها (۳۶)

و دستان تو بداهه ای گرم و به‌هنگام بودکه در ذهن گنجشکان زمست...

و دستانِ تو بِداهه‌ای گرم و به‌هنگام بودکه در ذهنِ گنجشک‌های...

و دستان توبداهه ای گرم و به‌هنگام بودکه در ذهن گنجشکان زمستا...

فقط‌براےتو 🌸به آینه گفتم فرصت کم استوقتی برای شمردن بهارهای ...

به آینه گفتم:فرصت کم است وقت برای شمردن بهار های رفته نمانده...

آبان ماهیا تولدتون مبارک🎉🎊🌹😍آبانیا، شما به دنیا نیومدین که ش...

هو اللهم ارزقني، في كل حين، عبادةً وطاعةً تتسم بالبصيرة الرو...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط