{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کنم ز غمی که دهد بر بادم ❤

چه کنم ز غمی که دهد بر بادم ❤
چه کنم که دمی نروی از یادم ❤
چه کنم که از این دل رسوای من ❤
شده عشق و بلا همه دنیای من ❤
به آتشم هر شب چو لاله ی رویت ❤
شبی سیه دارم چو شام گیسویت ❤
تو شبی غوغا کردی، نگهی گیرا کردی
به نگاهی ناگهان بردی ز سر هوشم
ز هوس چون پروانه که بسوزد مستانه
بنهادم در آن شب به لبت چون ساغر لب
که می نوشین جامی نوشم
که ببوسم لب هایت، بنهم جان در پایت ?

که دگر چِشم از هستی پوشم
بِگرِفتم بوسه ای چون زان دو لب گلناری
با قهر از هم گسستی رشته ی مهر و یاری
از این درد جان سوزم
سیه چون شب شد روزم
بماندم من در این شب غم تنها
تو رفتی چون برقی که جهد شب ها ?

چه کنم ز غمی که دهد بر بادم
چه کنم که دمی نروی از یادم
چه کنم که از این دل رسوای من
شده عشق و بلا همه دنیای من
به آتشم هر شب چو لاله ی رویت
شبی سیه دارم چو شام گیسویت ?
دیدگاه ها (۱)

میگذرم تنها از میان گلها گه به گلستانها گه به کوه و صحرا تاز...

می زدهمی زده شب چو ز میکده باز آیمبر سر کوی تو من ز نیاز آیم...

چه کنم ز غمی که دهد بر بادم ❤ چه کنم که دمی نروی از یادم ❤...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی شوی که ببینی چه می ...

💫چو فکرت کنم عمر کوتاه رفتگهی در ره و گاه بی راه رفتجوانی سر...

شب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره هاوای اگر شبی ز...

شب خوش

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی‌ای شبکن شتابی آخر زجان من چه خ...

اهنگش فوق العاده هست

ز هر شهری نصیبی برده ای ای دختر ایرانبه صحبت گرم و دلچسبی مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط