{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی‌ای شب

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی‌ای شب
کن شتابی آخر زجان من چه خواهی‌ای شب
نشان زلف دلبری، زبخت من سیه تری، بلا و غم سراسری
تیره همچون آهی ای‌شب 

کنی به هجر یار من، حدیث روزگار من، بری زکف قرار من
جانم از غم،کاهی ای شب

تا که از آن گل دور افتادم خنده و شادی رفت از یادم
سیه شد روزم
بی مه رویش دمی نیاسودم به سیل اشکم گواهی ای شب
او شب چون گل نهد ز مستی بر بالین سر
من دور از او کنم ز اشک خود بالین را تر
خون دل از بس خوردم بی او محنت و خورای بردم بی او
مردم بی او
بی رخ آن گل،دلم به جان آمد

دگر از جان چه خواهی ای شب
دیدگاه ها (۵)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

اهنگش فوق العاده هست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط