{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای شب جدایی

ای شب جدایی
که چون روزم سیاهی ، ای شب
کن شتابی آخر
ز جان من چه خواهی ، ای شب ؟
نشان زلف دلبری
ز بخت من سیه تری
بلا و غم سراسری
تیره همچون آهی ، ای شب
کنی به هجر یار من
حدیث روزگار من
بری ز کف قرار من
جانم از غم ، کاهی ای شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادی رفت از یادم ، سیه شد روزم
بی مه رویش ، دمی نیاسودم
به سیل اشکم ، گواهی ای شب
او شب چون گل نهد زمستی بربالین سر
من دور از او کنم ز اشک خود بالین را تر
خون دل از بس خوردم بی او
محنت و خواری بردم بی او
مردم بی او
بی رخ آن گل ، دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهی ای شب...


#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

shohre_share دویدم در مسیری کوره راهی چو دیدم پرتویِ نورِ ا...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط