his favorite strawberry
part 67
بعد از اینکه نقاب آبی همرنگ چشمامو زدم کفشای پاشنه بلند آبی رو که این ست بی نظیر آبی رنگ رو تکمیل میکرد پوشیدم
برای آخرین بار نگاهی به گارام انداختم
که گفت
¢مراقب خودت باش
+گارام..اگه..اگه یک درصد اتفاقی برام افتاد..ازت میخوام مراقب بچه ها باشی و باندو خودت هدایت کنی..درسته من با جنی و رزی صمیمی تر بودم ولی تو از همه کاربلد تری و توی باند زحمت بیشتری کشیدی..مفهوم شد؟
دستاشو مثل یک سرباز کنار سرش نگه داشت و جدی گفت
¢بله قربان
راننده در لیموزین رو باز کرد
خب راستش من تاحالا پاشنه بلند نپوشیدم
میدونید چیه ؟
اگه میشد دکمه ی بازگشت رو زد حاضر بودم یک کتونی اسپرت بپوشم و غرغر های گارام رو تحمل کنم
ولی الان متاسفانه دیگه دیره
همین که خواست پیاده شم
خیلی تمیز و مرتب تا پامو از ماشین بیرون گذاشتم با کله افتادم
تا افتادم صدای اووووو ی مردم بلند شد
انگاری خیلی عجیبه یکی با پاشنه بلند بیوفته
وجی:گناه کبیره که نکردی اینجوری اوووووو میکشن
اصلاح کن اینا اووو نمیکشن مواد میکشن
+شیبال به این پاشنه ها
صدامو صاف کردم و سعی کردم با کمک راننده خودمو از روی زمین جمع کنم
اومدم قدم دوم بردارم که دستی جلوم داراز شد
ای جان چه دستای سفید و ظریفی
ناخوناشو نگم براتون
من که مثلا فاز پسرونه دارم خوشم اومد
باید آدرس ناخونکارشو بپرسم
کمی بالاتر اومدم
که با دیدن هه را پشمای نداشته ام ریخت
این چرا اینقدر پیگره منه؟
وای نمیدونستم اینقدر طرفدار دارم
∆خوشگل خانم نمیخوای همراهیت کنم؟
یه بار پسر خوشگل یه بار خوشگل خانم
برادر منو چطور یادت رفته
سعی کردم لبخندی ظریف بزنم ولی خب ظریف نشد بیشتر کج شد
همچنان سعی کردم پلک بزنم که اونم بیشتر شبیه پلک زدن شترا شد
همچنان سعی کردم با صدای ظریف سخن بگویم
+حتما بانو
که انگار مرحوم پدربزرگ شیبال گسگیم گفت
بیخیال سعی کردن شدم
و دستاشو گرفتم
میتونم شرط ببندم اگه نبود هر دو قدم یکبار به دیار باقی میپیوستم
بچه ها امشب هم یک پارت اپ میکنم
مرسی از حمایت هاتون
میشه گفت این فیک به پایان نزدیکه
چند وقت دیگه برای فیک بعدی ازتون یک نظرسنجی میکنم
خلاصه ممنون که هستن😭🫂🫂💕
بعد از اینکه نقاب آبی همرنگ چشمامو زدم کفشای پاشنه بلند آبی رو که این ست بی نظیر آبی رنگ رو تکمیل میکرد پوشیدم
برای آخرین بار نگاهی به گارام انداختم
که گفت
¢مراقب خودت باش
+گارام..اگه..اگه یک درصد اتفاقی برام افتاد..ازت میخوام مراقب بچه ها باشی و باندو خودت هدایت کنی..درسته من با جنی و رزی صمیمی تر بودم ولی تو از همه کاربلد تری و توی باند زحمت بیشتری کشیدی..مفهوم شد؟
دستاشو مثل یک سرباز کنار سرش نگه داشت و جدی گفت
¢بله قربان
راننده در لیموزین رو باز کرد
خب راستش من تاحالا پاشنه بلند نپوشیدم
میدونید چیه ؟
اگه میشد دکمه ی بازگشت رو زد حاضر بودم یک کتونی اسپرت بپوشم و غرغر های گارام رو تحمل کنم
ولی الان متاسفانه دیگه دیره
همین که خواست پیاده شم
خیلی تمیز و مرتب تا پامو از ماشین بیرون گذاشتم با کله افتادم
تا افتادم صدای اووووو ی مردم بلند شد
انگاری خیلی عجیبه یکی با پاشنه بلند بیوفته
وجی:گناه کبیره که نکردی اینجوری اوووووو میکشن
اصلاح کن اینا اووو نمیکشن مواد میکشن
+شیبال به این پاشنه ها
صدامو صاف کردم و سعی کردم با کمک راننده خودمو از روی زمین جمع کنم
اومدم قدم دوم بردارم که دستی جلوم داراز شد
ای جان چه دستای سفید و ظریفی
ناخوناشو نگم براتون
من که مثلا فاز پسرونه دارم خوشم اومد
باید آدرس ناخونکارشو بپرسم
کمی بالاتر اومدم
که با دیدن هه را پشمای نداشته ام ریخت
این چرا اینقدر پیگره منه؟
وای نمیدونستم اینقدر طرفدار دارم
∆خوشگل خانم نمیخوای همراهیت کنم؟
یه بار پسر خوشگل یه بار خوشگل خانم
برادر منو چطور یادت رفته
سعی کردم لبخندی ظریف بزنم ولی خب ظریف نشد بیشتر کج شد
همچنان سعی کردم پلک بزنم که اونم بیشتر شبیه پلک زدن شترا شد
همچنان سعی کردم با صدای ظریف سخن بگویم
+حتما بانو
که انگار مرحوم پدربزرگ شیبال گسگیم گفت
بیخیال سعی کردن شدم
و دستاشو گرفتم
میتونم شرط ببندم اگه نبود هر دو قدم یکبار به دیار باقی میپیوستم
بچه ها امشب هم یک پارت اپ میکنم
مرسی از حمایت هاتون
میشه گفت این فیک به پایان نزدیکه
چند وقت دیگه برای فیک بعدی ازتون یک نظرسنجی میکنم
خلاصه ممنون که هستن😭🫂🫂💕
- ۱.۵k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط