✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥
✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥
(ویو لوین کاترین)
گربه کوچولویی که قبلاً باهام زندگی میکرد...
(فلش بک به ۸ ماه پیش:)
به حس اینکه یه چیز کوچولو و پشمالو بهم چسبیده چشمام رو باز کردم...
چند ثانیه به سقف اتاق خیره شدم و بعد سرم رو آوردم پایین...
دیدمش...
عین چی بهم چسبیده بود...
همین کار گربه کوچولوم باعث میشد هر روز که بیدار میشم لبخندی رو لبام باشه و خوشحال ترین آدم دنیا باشم...
بلند شدم و رفتم سرویس...
دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون...
صورتم رو خشک کردم و لباسم رو عوض کردم...
از اتاقم رفتم بیرون و صبحونه ای برای خودم درست کردم...
وقتی صبحونه ام رو خوردم ، بلند شدم و ظرف هارو جمع کردم و شروع کردم به شستنشون...
ادامه دارد......💫💫
حمایت یادتون نره قشنگااا ✨🌙
برای اینکه دیر گذاشتم واقعا معذرت میخوام بچه ها...
گوشیم خراب شده نمیتونم براتون زیاد پارت آپلود کنم و این گوشی مامانمه...
ببخشید...
الان هم ۳ پارت گذاشتم براتون شب اگه شد یه پارت که نصفه براتون آماده کردم یه پارت دیگه مینویسم میزارم..
شرمنده که اینقدر دیر شد خوشگلام
بوس بهتون بای بای✨✨🎀💖❤️
(ویو لوین کاترین)
گربه کوچولویی که قبلاً باهام زندگی میکرد...
(فلش بک به ۸ ماه پیش:)
به حس اینکه یه چیز کوچولو و پشمالو بهم چسبیده چشمام رو باز کردم...
چند ثانیه به سقف اتاق خیره شدم و بعد سرم رو آوردم پایین...
دیدمش...
عین چی بهم چسبیده بود...
همین کار گربه کوچولوم باعث میشد هر روز که بیدار میشم لبخندی رو لبام باشه و خوشحال ترین آدم دنیا باشم...
بلند شدم و رفتم سرویس...
دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون...
صورتم رو خشک کردم و لباسم رو عوض کردم...
از اتاقم رفتم بیرون و صبحونه ای برای خودم درست کردم...
وقتی صبحونه ام رو خوردم ، بلند شدم و ظرف هارو جمع کردم و شروع کردم به شستنشون...
ادامه دارد......💫💫
حمایت یادتون نره قشنگااا ✨🌙
برای اینکه دیر گذاشتم واقعا معذرت میخوام بچه ها...
گوشیم خراب شده نمیتونم براتون زیاد پارت آپلود کنم و این گوشی مامانمه...
ببخشید...
الان هم ۳ پارت گذاشتم براتون شب اگه شد یه پارت که نصفه براتون آماده کردم یه پارت دیگه مینویسم میزارم..
شرمنده که اینقدر دیر شد خوشگلام
بوس بهتون بای بای✨✨🎀💖❤️
- ۸۸۱
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط