روزی دختری به جنگل میره و یه موجود ماوراءالطبیعه میبینه آ

روزی دختری به جنگل میره و یه موجود ماوراءالطبیعه میبینه آن موجود از دختر میخواد که موضوع دیده شدنش توسط دختر رو به کسی نگه. سال ها از اون موضوع میگذره و دختر ازدواج میکنه یه روز دختر موضوع رو به همسرش میگه و همسرش رو به دختر میکنه و با لحن سردی میگه: مگه نگفتم این موضوع رو به کسی نگو!
دیدگاه ها (۷)

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

سناریو توکیو ریونجرز

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

بازیگران : Xingyao LiRyan Renخلاصه : شنگ میان دختری با استعد...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط