{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح میشه

صبح میشه
ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست و صورتشو میشوره و حاضر میشه که بره مدرسه و میره ساکورا در حال راه رفتن بود که یهو میزوکی رو دید که یه جا نشسته داره یه نون میخوره وایمیسته یه لحظه نگاش کنه که یه نفر از پشت میخواد با چوب به سر میزوکی بزنه که ساکورا میخواد بیاد جلوشو بگیره ولی بعد میبینه میزوکی جاشو تکون میده و اون میخوره زمین میزوکی با یه مشت میزنه به سرش و داغونش میکنه ساکورا با تعجب به میزوکی نگاه می‌کنه میزوکی پا میشه تا بره مدرسه ساکورا رو میبینه ‌و میگه: عه تو ام اینجایی
په چی فکر کردی
هنوز ساکورا و میزوکی به مدرسه نرسیدن
توی مدرسه کلاس دو:
کلاس:چیی یه دختر؟
مبارزه بلده؟
چقدر خوشگله
برم بهش پیشنهاد دوستی بدم؟
شمارشو بگیرم؟
یکی از بچه های کلاس ۲ میره سمتشو میگه: سلام دختر جون
مو مو:سلاممم
پسره:اسمت چیه؟
مومو :من مومو هوشینو هستم
پسره: خوشبختم
مومو: منممم
پسره: میشه یه سوال بپرسم؟
مومو : آره
پسره: چرا به این مدرسه اومدی؟
مومو: دلیلش یکم شخصیه
پسره : میشه بگی؟
مومو:باشه ، به خاطر کراشممم
پسره:عه اسمش چیه؟😂
مومو: عام نمیدونم
پسره:واقعاا مشخصات ظاهری شو بگو
مومو : عام اون باری که دیدمش هودی پوشیده بود موهاش دو رنگ بود و خیلی خوب مبارزه می‌کرددد خیلی جذاب بودد
ذهن پسره:نکنه منظورش ساکوراست از کلاس ۱
پسره:اهان
مومو رفت کنار پنجره رو نشست نگاه کرد
پسره هم رفت کنارش
همون موقع ساکورا و میزوکی از در مدرسه وارد شدن
مومو هم از پنجره دیدشون
مومو به پسره میکنه: نگا نگا اونجان
پسره هم نگاه می‌کنه تو ذهنش میگه: اون واقعا ساکوراست دختره یعنی عاشق ساکورا شده؟
همون موقع اومه میا و هیراگی داشتن از کنار کلاس دو رد میشدن
هیراگی: چیی یه دختر؟
اومه میا : یه دختر؟
اومه میا و هیراگی وارد کلاس دو شدن
هیراگی: هی دختر جون
مومو: بله
هیراگی:جای تو اینجا نیست
اومه میا: هی هیراگی بس کن شاید اونم مثل میزوکی یه استثنا باشه
دختر جون مبارزه بلدی؟
مومو : نه راستش
اومه میا : پس چرا اومدی فورین؟
مومو :راستشو بگم به خاطر کراشم
هیراگی: پس نمیشه
اومه میا: اخی تو بموننن
هیراگی:هی اونه میا
اومه میا: فقط یه شرط همین امروز بهش اعتراف میکنی
مومو:آخه، باشه
همون موقع کلاس یک :
ساکورا و میزوکی میرن تو ی کلاس
یکی از بچه های کلاس: میگن توی کلاس ۲ یه دختر اومده به خاطر کراشش
ساکورا یه کم قرمز میشه
میزوکی: خوبه حد اقل من دختر نیستم
سو:مگه اشکالی داره؟
میزوکی:نه
نیری: نظرتون چیه
کیریو: بریم کلاس دو ببینیم چه خبره؟
نیری:بله همین
همگی باهم میرن سمت کلاس دو
همه میرن تو و میزوکی و ساکورا دم در وایمیستن و نگا میکنن
مومو تا میزوکی و ساکورا رو نگاه می‌کنه یکم استرسی میشه و میره نزدیکشون
پسره توی کلاس۲:حدسم درست بود
همه با تعجب نگاه میکنن و اومه میا با ذوق
مومو سرشو پایین میگیره و میگه: خب عام من مومو ام
من حتی اسم توام نمیدونم ولی خ..خ..خب م...م...من ا...از ت...ت..تو خوشم میاد
و چشاشو میبنده
ساکورا : م...م....من؟ ساکورا عین یه گوجه سرخ شده بود
میزوکی:اَه این از همون صحنه های چندشه که میگفتن
مومو: نه تو رو نمیگم که
ساکورا:پس کی
مومو رو به میزوکی می‌کنه و میگه:ت...ت..تو
همه چشاشون گرد میشه حتی سو و نیری و اومه میا و هیراگی همه
میزوکی هم قرمز میشه و میگه:هااااااااا
نههههههه
مومو:چی یعنی منو رد کردی؟😭
اشکال نداره قدت کوتاهه من دوسش دارم
میزوکی:نههههه باس خودت چی میگیییی؟
مومو:😭
میزوکی : من دخترمممم
دیدگاه ها (۰)

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

بادشکن p2همه چی تموم میشه و میزدکی میره روی یکی از صندلی ها ...

ساکورا: باشه ولی من از اون آدمایی نیستم که یه دعوا منطقی ببی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط