{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه قدر خوب شد زن شدیم...!!!

چه قدر خوب شد زن شدیم...!!!

کمد و اتاقمان را به هم می‌ریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب می‌گذاریم ...
آن وقت فکر می‌کنیم آماده‌ایم برای گرفتن تصمیمات بزرگ!

وسط غم‌بادهای روزانه شروع می‌کنیم به شستن ظرف‌ها و بازی کردن با کف روی سینک ظرفشویی،
تمام غم‌هایمان را همراه سرامیک‌ها آشپزخانه می‌ساییم و می‌ساییم و با قدرت‌تر می‌ساییم...

جارو رامحکمتر روی فرش می‌کشیم و فکر می‌کنیم تمام خوره های فکریمان از لوله جارو بالا میرود...

دست به ساختن می‌زنیم،
شیرینی و کیک و غذاهای عجیب میپزیم و از خلق کردن‌هایمان حس بهتری می‌گیریم...

می‌نشینم برای مرتب کردن فکرهایمان رج به رج کامواها را همراه فکرها می‌بافیم!

دکور خانه را عوض می‌کنیم و تنهایی با کشیدن مبل‌ها خودمان را ازنفس می‌اندازیم و فکر می‌کنیم چه انتقامی!

بعد به جان خودمان و صورتمان و دستهای‌مان می افتیم....

داشتم فکر می‌کردم چه خوب است..

به جز پیاده رفتن و سیگار کشیدن‌های معمول مردها ما کارهای متنوع‌تری داریم برای مقابله با مشکلات...

چقدر خوب شد که زن شدیم...

واقعا چقدر خوب شد!
دیدگاه ها (۲)

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

معلم عزیزمان فاطمه؛بعضی آدم‌ها فقط همکاری در همان مدرسه نیست...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

معلم عزیزمان فاطمه؛بعضی آدم‌ها فقط همکاری در همان مدرسه نیست...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

💐🌼☘🌸🌼🌺🍃☘🍃 قدیم ترها،در دبستان وقتی از ما میپرسیدند شغل مادر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط