ان چنان گم شدم

ان چنان گم شدم
در خویش
که مرگ هم دیگر
نمی یابد مرا

#امیرعلی_قربانی
#شبتون_زیبا

https://telegram.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۵)

و من با اندوهِ خویش هم‌آغوشم؛ چنان که گویی تنها چیزی‌ست که ه...

و من با اندوهِ خویش هم‌آغوشم؛ چنان که گویی تنها چیزی‌ست که ه...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

هنوزم؟اما من برای فراموش کردنت حداقل به یک قرن زمان نیاز دار...

چه می جویی عشق همینجاست ...چه می جویی انسان اینجاست ، همه ی ...

من عاشق چشمت شدم ♥️نه عقل بود و نه دلیچيزی نمی دانم از اين د...

به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر میلی به تعامل با آدم‌ها ندارم.نم...

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط