میخوام یکم در مورد کرونا و واگیریش حرف بزنم

میخوام یکم در مورد کرونا و واگیریش حرف بزنم
در مورد اینکه میرین بیرون
مخضوصا اون دختر خانومایی ک ارایش میکنن و رژ لب میزنن ماسک نمیزنن لابد رژتون خراب شه
یا میگین بابا من کرونا بگیرم عمرااااا!!!
هفته پیش بود پراتیک کودکان داشتم
رفتم دانشگاه ماسک زده بودما ولی برا اینکه عکس بگیرم با دوستام ماسکو دراوردم
فرداش علایمم بد شد تب ،درد عضلانی ،سرفه،ابریزش
یادم افتاد دیروز با دخترا ی جا بودم اونم بدون ماسک
اصلا ما خودمون ب کنار ،خونواده و دوستامون الوده میشن ـمدیون میشیم
دختر خانومی ک بیرون و هرجا ماسک نمیزنی خاهشا تو ارایش چشمت رو بکن رژ رو نگ دار این بیماری تموم شد بزن
واقعن جدی بگیرین اصلن شوخی بردار نیست
من خودم جز اون جوخه بودم ک ماسک نمیزدم
حتی بیمارستان ماسک نازک میزدم میگفتم نفسم نمیاد
ولی الان میفهمم جدیه جون ی خانواده حتی چن تاشونو ب خطر انداختم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۲۷ Blood moonلباساش همونایی بود که اونروز تنش کرده بود...

p27من جزو خاطرات بدت بودم؟

سرطان p3از زبان ات با صدای یونا از خواب پا شدم ... ات پا شو...

جنازه بیمارستان

پادشاه تاریکی پارت 29

فقط برای من پارت ⁴=دستامو پاک کردم کتمو پوشیدم نشستم روی صند...

رمان دورترین نزدیک 2

p4

#پارت11دکتر: عمل سختی بود، سرش ضربه دیده بود ولی خدارو شکر ...

فصل چهاردهماز در فاصله گرفته بودم....اما همچنان دستم رو کلید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط