{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان ؟!

مامان ؟!

لحاف من صورتی بود ، چرا سفید شده ؟؟ !!

بالشم مثل پنبه بود ، چرا مثل سنگ شده ؟؟ !!!

بابا ؟!

تو که میدونستی از تاریکی میترسم .. چرا لامپو روشن نکردی ؟

مگه داره بارون میاد .. !!!؟؟ چرا همه جا بوی خاک میده ؟؟

من که دیروز حموم بودم ... چرا منو شستن ؟ !

عشـقم .. ؟!!!

چرا گریه میکنی؟؟!

..:: آروم باش ::..

مگه وقتی زنده بودم ارزشمو فهمیدید ؟؟
دیدگاه ها (۱)

رمان تهیونگ

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

فیک کوک فصل ²پارت ⁵ویو ا.ت بعد از چندمین از پای کوک بلند شدم...

professor Riddle,p48

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

جدایی

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط