کالیگرافی

کالیگرافی علی ولی الله❤️

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺗﺎ آﻓﺘﺎب از ﻧﻮ دﻣﯿﺪ

ﺑﺎ ﯾﺎد او، ﻏﻢ از دل ﻣﻦ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﭼﻮن روز ﻧﻮ آﻏﺎز ﺷﺪ

ازﯾﺎد او، ﻫﯽ زد دﻟﻢ ﺑﺮ اﺳﺐ ﺧﻮد

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺑﺎ اﺳﺐ دل ﺑﺮ ﺗﺎﺧﺘﻢ

ﻣﻦ راه را ﺑﺎ ﯾﺎدش آﺧﺮ ﯾﺎﻓﺘﻢ.

@Hamed_graphicc

#کپی_برداری_ممنوع
دیدگاه ها (۰)

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢاز او ﻣﺪد، در راه ﺣﻖ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻢﮔﻔﺘ...

.

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ از او ﻣﺪد، در راه ﺣﻖ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺗﺎ آﻓﺘﺎب از ﻧﻮ دﻣﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﺎد او، ﻏﻢ از دل ﻣﻦ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﭼﻮن روز ﻧﻮ آﻏﺎز ﺷﺪ ازﯾﺎد او، ﻫﯽ زد دﻟﻢ ﺑﺮ اﺳﺐ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺑﺎ اﺳﺐ دل

وﻗﺘﯽ ﺑﺎران ﺑﺎرﯾﺪ آن ﻣﺮد در ﺑﺎران آﻣﺪ” را ﺑﻪ ﯾﺎد آوردم“ ”آن ...

به نام نامی حضرت امیر اﻣﺸﺐ دوﺑﺎره ﺷﺎﻋﺮت ﻟﻮح و ﻗﻠﻢ دارد ، ﻋﻠﯽ...

ﻓﺮﺧﺎ از ﺗﻮ دﻟﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎ ﯾﺎد ﻫﻨﻮزﺧﺒﺮ از ﮐﻮی ﺗﻮ ﻣﯽ آوردم ﺑﺎد ﻫ...

ﻓﺮﺧﺎ از ﺗﻮ دﻟﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎ ﯾﺎد ﻫﻨﻮزﺧﺒﺮ از ﮐﻮی ﺗﻮ ﻣﯽ آوردم ﺑﺎد ﻫ...

ﺷﺐﺷﺐ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮد .و ﭼﻪ آﺳﺎن و ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮوا ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ دﮔﺮ ﺣﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ!...

ﺷﺐﺷﺐ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮد .و ﭼﻪ آﺳﺎن و ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮوا ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ دﮔﺮ ﺣﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ!...

ای ﻏﻨﭽﻪ ی ﺧﻨﺪان ﭼﺮا ﺧﻮن در دل ﻣﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﯽﺧﺎری ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﯽ ﺑﻨﺪی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط