{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ
از او ﻣﺪد، در راه ﺣﻖ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻢ
ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺗﺎ آﻓﺘﺎب از ﻧﻮ دﻣﯿﺪ
ﺑﺎ ﯾﺎد او، ﻏﻢ از دل ﻣﻦ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﭼﻮن روز ﻧﻮ آﻏﺎز ﺷﺪ
ازﯾﺎد او، ﻫﯽ زد دﻟﻢ ﺑﺮ اﺳﺐ ﺧﻮد
ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺑﺎ اﺳﺐ دل ﺑﺮ ﺗﺎﺧﺘﻢ
ﻣﻦ راه را ﺑﺎ ﯾﺎدش آﺧﺮ ﯾﺎﻓﺘﻢ
#مولا_علی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیرالمومنین
دیدگاه ها (۳)

.

کالیگرافی

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ از او ﻣﺪد، در راه ﺣﻖ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺗﺎ آﻓﺘﺎب از ﻧﻮ دﻣﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﺎد او، ﻏﻢ از دل ﻣﻦ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﭼﻮن روز ﻧﻮ آﻏﺎز ﺷﺪ ازﯾﺎد او، ﻫﯽ زد دﻟﻢ ﺑﺮ اﺳﺐ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، ﺑﺎ اﺳﺐ دل

ﮔﻔﺘﻢ ﻋﻠﯽ، از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢاز او ﻣﺪد، در راه ﺣﻖ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻢلا ...

به نام نامی حضرت امیر اﻣﺸﺐ دوﺑﺎره ﺷﺎﻋﺮت ﻟﻮح و ﻗﻠﻢ دارد ، ﻋﻠﯽ...

ﯾﺎد دارم ﮐﻮدﮐﯽ ﺑﻮدم ﺧﺮد ﺑﺎ ﺻﺪای ﮔﺮم ﻣﺎدر ﻫﺮ ﺻﺒﺤﺪم در ﻣﯿﺎن ﺑﺴ...

ﺷﺐﺷﺐ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮد .و ﭼﻪ آﺳﺎن و ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮوا ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ دﮔﺮ ﺣﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ!...

ﺷﺐﺷﺐ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮد .و ﭼﻪ آﺳﺎن و ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮوا ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ دﮔﺮ ﺣﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ!...

ﺑﯿﺪاد رﻓﺖ ﻻﻟﻪ ﺑﺮ ﺑﺎد رﻓﺘﻪ راﯾﺎ رب ﺧﺰان ﭼﻪ ﺑﻮد ﺑﻬﺎر ﺷﮑﻔﺘﻪ راﻫ...

وای ﻣﺤﺮاب ﻋﻠﻲ،ﻣﻘﺘﻞ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﻋﻠﻲ اﺳﺖﺳﺒﺐ ﻗﺘﻞ ﻋﻠﻲ،ﻋﺪل ﻋﻠﻲ دﯾﻦ ﻋﻠﻲ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط