{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت
که مستان گشته اند امشب همه مهمان چشمانت

شب شعری به پاگشته میان شاعران شهر
برای خواندن خطی از آن دیوان چشمانت

به حکم قاضی قلبم به قانون صریح دل
شدم حبس ابد در گوشه ی زندان چشمانت

اسیرم گر چه حالا در سکوت سرد لبهایت
بفرما تا بمیرم من به یک فرمان چشمانت
شب تلخ غریبی و تن خیس نگاه من
کنار بستر ابر پر از باران چشمانت

تب داغ نگاه تو به جانم شعر می ریزد
بیا تا سوژه بردارم من از هذیان چشمانت
دیدگاه ها (۳)

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

فضل الله شیرانی شاعر اصفهانی

علی اصغر اقتداری شاعر سبزواری

و تــــو بکرترین منظره‌ای . . !مثلِ درختِ پرتقالیکہ در پاییز...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🐇 :: ‌ما𝅥هٔ هر ࡄ݅...

به نظر شما باید باهاش چیکار کرد

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط