{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت
که مستان گشته اند امشب همه مهمان چشمانت

شب شعری به پاگشته میان شاعران شهر
برای خواندن خطی از آن دیوان چشمانت

به حکم قاضی قلبم به قانون صریح دل
شدم حبس ابد در گوشه ی زندان چشمانت

اسیرم گر چه حالا در سکوت سرد لبهایت
بفرما تا بمیرم من به یک فرمان چشمانت
شب تلخ غریبی و تن خیس نگاه من
کنار بستر ابر پر از باران چشمانت

تب داغ نگاه تو به جانم شعر می ریزد
بیا تا سوژه بردارم من از هذیان چشمانت
دیدگاه ها (۱)

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانتکه مستان گشته اند امشب همه ...

فضل الله شیرانی شاعر اصفهانی

علی اصغر اقتداری شاعر سبزواری

ترانه فوق العاده زیبای: پرندهبا اجرای مشترک 2 استاد بزرگ ایر...

تو نفس منی 🥰❤️😘#همسرانه #خاص #تنهایی #دلتنگی #دلبرانه #عشقول...

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط