{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم سر کوچه دو عدد نان بخرم

رفته بودم سر کوچه دو عدد نان بخرم
و کمی جنس بفرموده مامان بخرم

از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه
قصد کردم قدحی "ناز" از ایشان بخرم

ناز از دلبر طنّاز، خریدن دارد
بهتر آن است که از داف پری سان! بخرم

بس که ابروی"تتو" با مژه اش سِت شده بود
مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم

لب غرق رُژ و گیسوی فَشن را باید
شده حتّی به شبی رفتن زندان، بخرم

بی خیال رصد "گشت" شدم یک لحظه
تا اگر هم شده با چنگ و دندان بخرم

که به خود آمده، دیدم به سرش شالی نیست!
به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!

نکند دوره چهل سال عقب برگشته
یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!

با تعجب و کمی دلهره گفتم، بانو!
بهرتان روسری اندازهٔ "روبان" بخرم؟

گفت با لحن زنانه برو گم‌شو عوضی
پسر "مش صفرم" آمده‌ام نان بخرم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

طنزانه ...

اندر حکایت پیدا کردن همسر ______رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نا...

این شعر رو از دست ندید حیفه...رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد ...

Leila Adineh‏۱۳‏ ساعت پیش · رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخ...

واقعا این شعر رو از دست ندید حیفه...جون من بخونید رفته بودم...

#شعر_طنز به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچ...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندیدرفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! 😂 😂 😂 😂 رفته بودم سرِ ...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! 😂 😂 😂 😂 رفته بودم سرِ کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط