{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای سلسله ی شوق تو بر پای نگاهم

ای سلسله ی شوق تو بر پای نگاهم
سرشار تمنای تو مینای نگاهم
روی تو ز یک جلوه ی آن حسن خداداد
صد رنگ گل آورده به صحرای نگاهم
تو لحظه ی سرشار بهاری که شکفته ست
در باغ تماشای تو گل های نگاهم
بی روی تو چون ساغر بشکسته تراود
موج غم و حسرت ز سراپای نگاهم
تا چند تغافل کنی ای چشم فسون کار
زین راز که خفته ست به دنیای نگاهم
سرگشته دود موج نگاهم ز پی تو
ای گوهر یکدانه دریای نگاهم
خوش می رود از شوق تو با قافله ی اشک
این رهسپر بادیه پیمای نگاهم

شفیعی کدکنی
دیدگاه ها (۱)

گفتم: عاشق دو نفرم، پت و مت! گفت: حتمابه خاطراینکه خیلی خنده...

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ...ﭘﺎﯾﯿﺰکه می اﯾﺪ ﻓﺼﻞ ﮐﻪ ﻋﻮﺽ می ﺷﻮﺩ ﺁﺩﻡ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﺗ...

تاحالا شده؟ ♡ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﮕﯽ ﺑﺎﺑﺎﺍﺍﺍﺍ ﺩﺳﺖ ﺍﺯﺳﺮﻡ ﺑﺮﺩﺍ...

هوای سنگینی دارند خاطراتوقتی یادت را ورق میزنم تکان میخورد د...

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

Six

ای سلسله ی شوق تو بر پای نگاهم سرشار تمنای تو مینای نگاهم رو...

من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند و مهم نیست که چه کار می کنید که هستید وکجا زندگی می کنید اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت ..

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانموین درد نهان سوز نهفتن نتوانمتو...

استاد محمدرضا شفیعی كدكنیدارم سخنی با تو و گفتن نتوانموین در...

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانمت...

منم سرگشته حیرانت ای دوستکنم یکباره جان قربانت ای دوستتنی نا...

شعر...منم سرگشته حیرانت ای دوستکنم یکباره جان قربانت ای دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط