منم حقیقت رفتم اینا رو خریدم🤷

منم حقیقت رفتم اینا رو خریدم🤷
جا موس و دی وی دی خام💁
اول رفتم دره یک مغازه🙇
بی پدر می گفت🧐
دی وی دی دونه ای 100 ت شده😐
رفتم جای دیگه 35 بهم داد🙃
بعد در درون دل خود گفتم😔
ای بر پدرش لعنت💔🚶
دیدگاه ها (۰)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

همسر غیره منتظره

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

اکسپرور

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

همسر غیره منتظره

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط