{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سیاوش

#سیاوش
#شاهنامه
گذر سیاوش از آتش

سیاوش از ازدواج زنی از سلاله گرسیوز با کیکاووس زاده شد. کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد؛ رستم، در زابلستان، سیاوش را آیین سپاه راندن و کشورداری آموخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادی آمدن فرزند جشنی برپا کرد. سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس، شیفته سیاوش شد چنان که در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند؛ سیاوش نپذیرفت. روز دیگر، سودابه نزد شهریار رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش، به ناچار به شبستان رفت. در بار سوم، سودابه، سیاوش را به نزد خویش فراخواند اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست. سودابه، کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت. کاووس، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در آزمایش، شاه نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی شراب یافت و در دست و بر سیاوش، بوی گلاب به مشامش رسید؛ و دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش بی‌گناه است. خواست که سودابه را بکشد، از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخیزد؛ پس به سخن موبدان، آتشی برپا کرد که گناهکار را از بی‌گناه جدا سازد؛ سیاوش در این آتش رفت. سیاوش، این آزمایش را پذیرفت؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود، با اسب شبرنگ خویش که بهزاد نام داشت، وارد شد و تندرست از آن بیرون آمد. چون شاه خواست سودابه را بکشد، سیاوش میانجیگری کرد و او را از این کار مانع شد. بعد از مدتی سپاه افراسیاب به سرحداد ایران حمله کرد شاه که در اندیشه رهایی از سیاوش بود و از سوی سودابه در آرزوی انتقام از او بود پس از درخواست سیاوش برای سپه سالاری لشکر شاه سریعا پذیرفت و او را همراه دیگر بزرگان مانند رستم دستان راهی نبرد با افراسیاب نمود.
دیدگاه ها (۴۷)

#سیاوش#شاهنامهگذر سیاوش ازآتشسیاوش یا سیاووش یا سیاوخش (صورت...

#اسطوره_های_تاریخی_ایران_کهن سهراب در شاهنامه فرزند رستم و ا...

داستان‌سیاوَخْش💔💓💘😢

#شاهنامه #۵۴ #سیاوش به افراسیاب خبر رسید که سپاه ایران به ف...

*** سیاوش ***سیاوش فرزند کیکاووس است و پدر کیخسرو. اگر یادتا...

‍ #شاهنامه #۵۲ #سیاوشروزی طوس به همراه گودرز و گیو به نخچیر...

⚪🔰امپراطوری کیانیان🔸🌐♂️بخش5

. #شاهنامه #۵۳ #سیاوششاه همه را متفرق کرد و به سیاوش گفت : م...

#شاهنامه #۵۵ #سیاوش افراسیاب به گرسیوز می گوید تو نزد اوبرو...

#کیکاوس شاه کیانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط