{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست
ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشائیست
مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن...
دروغین بودم از دیروز مرا امروز تو حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردند که همدردند...
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها...
دیدگاه ها (۲)

به تب و لرز تلخِ تنهایی، به سکوتی که نیست عادت کندرد وقتی رس...

...هـرگز تـو هـم مـانـنـد مـــن آزار دیــدی؟یار خودت را از خ...

بفرماین کیک .....

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید ...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

پارت هشت

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

I've got you Right hereI know it's been a lonely road Everyo...

★彡   Part 32 彡★ با سر درد چشم هام رو باز کردم.البته تیره و ت...

when silence became a scream p17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط