{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از پرورشگاه آورده بودت فصل دو

وقتی از پرورشگاه آورده بودت فصل دو
پارت ۵

خلاصه صبحانه خوردیم و نشسته بودم کوک دلم رو ماساژ میداد
_بلند شو لباس بپوش بریم بیرون
+ کجا
_میگی کجا؟
میریم جنسیت بچه رو بفهمیم دیگه
+عجب
ک جنسیت بچه؟
_اره
+ مگه منگلی تو
من هنوز معلوم نیست حاملم یا ن
_واقعا
+اره
هیچی از بچه مچه نمیدونیا
_من مافیام بنظرت ب اوباهتم میخوره بفهمم؟
+واقعا ک
_حالا برو آمده شو بریم بیرون
+ باشه

خلاصه اماده شدیم و رفتیم بیرون ( لباس ها رو گذاشتم)
توی کافه نشسته بودیم و داشتیم حرف میزدیم ک گوشیش زنگ خورد
_عزیزم من الان میام
+ باشه

ی خورده ک کوک دور شدم ی زن از اون طرف آمد نشست جلوی من
: سلام
+ سلام !
شما؟
: نیازی نیست بدونی من کیم
فق بدون شوهرت باعث مرگ پدر و مادرت شده
+ برو ببینم بی زحمت اقدر حرف چرت نزن
: باور نمیکنی خودت تحقیق کن
+ حالا شمارت بده تو اگه چیزی شد بهت زنگ بزنم
: باشه
..........۲
+ اوکی

و رفت
کوک هم چند دقیقه بعدش آمد
+ میشه بریم خونه من ی خورده حالم خوب نیست
_باشه اتفاقا منم ی خورده کار تا تموم دارم باید برم شرکت
+ اوکی
ویو خونه
ب محظ اینکه صدای بسته شدن در رو شنیدم بلند شدم از آنجای ک من زن باهوشیم ب کوک هیچی ک نگفتم ن گفتم تازه شماره دختره هم برداشتم
اول رفتم درمود دختره تحقیق کردم
چون اون دفعه کوک یادم داد چطوری باید حک کنم
‌.
.
.
بعد از یک ساعت گشتن فهمیدم
اون زن زیر دست ی نفر ب اسم
سان هان هست
و خود دختره هم تازه وارد حساب میشه الان یک سال میشه باز تازه وارده فک نکنم
اسمش دووان هست
اسمش کره ای نیست
این اسم چینه
این قضیه چ ربطی ب چین داره
مطمعنم این دختره ک از چین آمده ی جایش ملنگه حتما ی نقشه ای داره
سان هان
ی کارخونه کفش سازی داره و ی شرکت مدلینگ
عمارت خودش هم داخل جزیره جوجو هست
سنش هم ۵۰ هست
ولی ازدواج نکرده
قبلا ی معشوقه داشته
ولی وقتی دختره ازش باردار میشه میزنه فرار می‌کنه و وقتی هم پیداش می‌کنه میگه اگه بیای سمتم من خودم رو میکشم
اووو چ داستانی
و اما کوک چرا کوک باید پدر و مادر من رو گشته باشه ؟

توی همین فکرها بودم ک کوک آمد خونه
من هم سریع همه چیز رو پاک کردم و خودم رو زدم ب خاب
و تماممم
حمایت یادتون نرهه
دیدگاه ها (۲۴)

dark love

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

اسم فیک لاولی کاپل | کاپل دوست داشتنی موضوع : اس....مات |...

رمان تو خود منی

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

#استاد_تراشیون ✅ آرزوی زن غربی... 📌امروز دارن دوران دوم فمین...

داستان

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕²¹لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط