تکپارتی درخواستی

⁰ وقتی که مافیاست و مارو تو بار میبینه و عاشقمون میشه و...

+بابا آخ توروخدا نزن تقصیر من نبود
÷خفه شو دختره ی هرزه مگه بهت نگفتم پول بیار خونه
+بخدا پول نداد بهم صاحب کارم
÷زر نزن گمشو برو پول بیار
+باشه
ا.ت از خونه اومد بیرون و تو راه کلی گریه کرد تا رسید محل کارش توی بار کار میکرد رفت لباسشو عوض کرد
_اوف بریز بازم
+ببخشید شما خیلی مستید
_میگم بریز
ویو کوک
اونجا تو بار یه دختره رو دید دستاش کبود و زخمی بود و چشماش قرمز بود معلوم بود کتک خورده سرش داد زدم تا برام بریزه وای جقدر ترسید من چم شده فکر کنم عاشقش شدم میدزدمش
_اسمت چیه دختر
+ا.....ا.ت
_چرا انقدری کبودی
+ه..هیچی نیست چیزی میل دارید
_گفتم چی شده
+پدرم کتکم زده
_چیییی
+چی شد
_هیچی برو وسایلت رو جمع کن میبرمت خونه ی خودم
+ن..نه پدرم بازم منو میزنه
_اونو میکشم
+نه من شیفتم تموم شد خدافظ
کوک دستش رو میگیره میذاره رو پاش
+چ..چیکار میکنی
_خودت با پلی خودت بیا یا همینجا مال خودم میکنمت
+ب...باشه میام
ا.ت دوید رفت وسیله هاش رو برداشت فرار کرد
یدفعه خورد به یه مرده دید اون کوکه
و کوک اونو برد خونه و 💦😈🍆

فردا صبح

+😭😭😭😭😭
_چی شده
+چرا اینکارو کردی
_ههههه اشکال نداره بیا ببرمت حموم
تو حموم
_خوشگلم بیا تو وان خب
+مرسی
_خب ببین میخوام بدنت و بشورم شاید یذره دلت درد بگیره خب
+باشه کوک یچیزی بگم
_بگو
+دوست .. د..دارم (خجالت)
_آخ قربونت برم من عاشقتم

وآخرش کوک بابای ا‌ت و کشت و با هم بچه دار شدن یه دختر بدنیا اوردن
دیدگاه ها (۱۹)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سناریو مایکی پارت ۲

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو ران پارت یک

سناریو خط قرمز پارت ۳

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط