★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★
★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★
𝒑𝒂𝒓𝒕²¹
لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی خواممممممممم
یونگی: کوفت از خداتم باشه منو بوس بدی
انیا: زود باشین بوس بدین بینم سوسک( سکس)رو الکی گفتم بکنیم می خواستم ریکشن تون رو ببینم ولی بوس رو بدین دیگه
لارا؛: اوک
یونگی ل. ب لارا و بوس داد ولی ول نمیکرد کوک و آنیا آنیا از خنده پاره شده بود
4 دقیقه بعد
لارا نفس نفس میزد
یونگی: حقته
لارا: گوه نخور
یونگی :بازم میخوای
لارا چش غره رفت که یوگی خندید
لارا: آنیااااااااااااااااااااااااااا کی بچه دار میشی
آنیا: ها من. بچه عمرا
کوک: من بچه می خوام
آنیا: من نه
کوک فکر کرد گفت
کوک: منم نمی خوام چرا میمی زنمو و ی بچه تقسیم کنم
انیا سرخ شد
همه خندیدن
ته: بچه( انیا)ما بریم
انیا: باشه ولی بیشتر می موندین
همه رفتن و منو کوک موندیم رفتیم بالا تو اتاق بعد لباسمو عوض کردم کوکم همین کوک بغلم کرد ولی انگار عصبی بود
انیا: کوک چیشده
کوک: هیچی
کوک سرشو تو سینه انیا قایم کرد
انیا: هیچی مطمئنی
سر کوک و ناز می کرد
کوک: دوست دارم انیا تو خیلی خوبی میشه
انیا: میشه چی جونم
کوک: نازم
انیا خندید
انیا: کوکی فردا باید بیام خونه مامانت اون دختر خاله کص کشتم هست ببینم باهاش حرف میزنی دهنتو می
کوک: باشه باشه
انیا: ی بار میگم با دوم من می دونم و تو
بعدشم لالا کردن
____________________________________
هلو پارت جدید حمایت فراموش نشه💋
شرط
20 لایک
10 کامنت
30 بازنشر
تا شرطا رو نرسوندن از پارت بعد خبری نی
𝒑𝒂𝒓𝒕²¹
لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی خواممممممممم
یونگی: کوفت از خداتم باشه منو بوس بدی
انیا: زود باشین بوس بدین بینم سوسک( سکس)رو الکی گفتم بکنیم می خواستم ریکشن تون رو ببینم ولی بوس رو بدین دیگه
لارا؛: اوک
یونگی ل. ب لارا و بوس داد ولی ول نمیکرد کوک و آنیا آنیا از خنده پاره شده بود
4 دقیقه بعد
لارا نفس نفس میزد
یونگی: حقته
لارا: گوه نخور
یونگی :بازم میخوای
لارا چش غره رفت که یوگی خندید
لارا: آنیااااااااااااااااااااااااااا کی بچه دار میشی
آنیا: ها من. بچه عمرا
کوک: من بچه می خوام
آنیا: من نه
کوک فکر کرد گفت
کوک: منم نمی خوام چرا میمی زنمو و ی بچه تقسیم کنم
انیا سرخ شد
همه خندیدن
ته: بچه( انیا)ما بریم
انیا: باشه ولی بیشتر می موندین
همه رفتن و منو کوک موندیم رفتیم بالا تو اتاق بعد لباسمو عوض کردم کوکم همین کوک بغلم کرد ولی انگار عصبی بود
انیا: کوک چیشده
کوک: هیچی
کوک سرشو تو سینه انیا قایم کرد
انیا: هیچی مطمئنی
سر کوک و ناز می کرد
کوک: دوست دارم انیا تو خیلی خوبی میشه
انیا: میشه چی جونم
کوک: نازم
انیا خندید
انیا: کوکی فردا باید بیام خونه مامانت اون دختر خاله کص کشتم هست ببینم باهاش حرف میزنی دهنتو می
کوک: باشه باشه
انیا: ی بار میگم با دوم من می دونم و تو
بعدشم لالا کردن
____________________________________
هلو پارت جدید حمایت فراموش نشه💋
شرط
20 لایک
10 کامنت
30 بازنشر
تا شرطا رو نرسوندن از پارت بعد خبری نی
- ۲۲۵
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط