فردی چند گردو به بهلول داد و گفت :
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت :
بشکن و بخور و برای من دعا کن!
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد...
آن مرد گفت : گردوها را میخوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم..!!
بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای , خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...
تو بندگی چو گدایان به شرط مُـزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...
بشکن و بخور و برای من دعا کن!
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد...
آن مرد گفت : گردوها را میخوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم..!!
بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای , خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...
تو بندگی چو گدایان به شرط مُـزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...
- ۹۱۴
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط