{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی حادثه می‌آید، آن‌گاه که شهر در خود می‌لرزد، دیوارهای

بوی حادثه می‌آید، آن‌گاه که شهر در خود می‌لرزد، دیوارهای شهر آوار می‌شود و شهر مسموم می‌شود. شهر جان می‌دهد. خانه‌ها، آسمان، زمین، انسان‌ها، همه و همه نابود می شوند. دیگر سراغی از حیات نیست، هیچ دستی بلند نمی‌شود؛ هیچ صدایی نیست، هیچ پنجره‌ای از این پس، باز شدن را در ذهن خود تصویر نمی‌کند، هوا بوی فاجعه می‌دهد، هیچ‌کس هوای این حوالی را نفس نمی‌کشد و سردشت مسموم می‌شود.
8 تیر ماه سالروز بمباران شیمیایی سردشت، روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی و یاد عزیزان آسیب‌دیده در این حادثه تلخ گرامی باد.
دیدگاه ها (۲)

احتمالا این پست, اخرین پست من اینجا خواهد بود , پس از اون اک...

اخرین بازمانده

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۴: وقتی صبر پادشاه تموم شداتاق هنوز بوی ت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p67«بوی خوبی می‌ده...»همون لحظه لعنتی به ...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط