{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کـه در تُنـگ بـرای تــو تـمـاشـا دارم

من کـه در تُنـگ بـرای تــو تـمـاشـا دارم

بـا چـه رویی بنـویـســم غمِ دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی سـت ، ولی ممکن نیست

بـــــــه زبــــــان اورم آن را کـــــــــه تــمــنـــا دارم

چــیســـــتم؟! خــــاطــره ی زخـــم فرامــوش شده

لـــب اگــــر بــاز کـــنم بـا تــو ســخن هـــــا دارم

بـا دلــت حســـرتِ هم صحبتی ام هست ، ولی

ســنگ را بــا چـــه زبانــــی بــه ســـخن وادارم؟

چیـــزی از عمــر نمانده ست ، ولی می خواهم

خــانــه ای را کــــه فــــرو ریــختـــه بــر پــا دارم...

# فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست ولی🌸سنگ را با چه زبانی به سخن وا...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

عاشقانه های شبنم

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

حالی به باغ نیست

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط