وقتی پیامشون رو میبینی ولی جواب نمیدی تا حرصشون بدی

وقتی پیامشون رو میبینی ولی جواب نمیدی تا حرصشون بدی



ات ویو
سلام من کیم اتم و 23 سالمه و عضو هشتم بی تی اس هستم و اعضا مثل خـاهرشون از من مراقبت میکنن و همیشه پشتمن
پایان ویو
شما خونه بودین گوشی نامجون زنگ خورد و منیجیر گفت همه برین کمپانی و شماهم اماده سشدین ث رفتین کمپانی
منیجر: بچه ها بدویین مصاحبه داریم
ات: الانننننن؟؟؟؟؟؟؟
منیجر: اره
جین: من میدونم چی میخوام بگم بریم
جونگکوک: چی میخوای بگی هیونگ
جین: ایم ورد وایلد هندسام
تهیونگ: مارو باش فکر کردیم چی میخوای بگی
شوگا: بریم دیگه دیر میشه ها منیجر مارو میخوره
جی هوپ: من نمیدونم کی اخه باید این وقت صبح بره مصاحبه
جیمین: به خدا به جان پی دی نیم خودشونم نمیدونن
ات: والا
(بعد مصاحبه)
جین: ات ما میخوایم بریم بیرون خرید داریم
ات: باشه برین من میرم خونه
جی هوپ: باشه پس برین
اعضا رفتن خرید و تو رفتی سمت خونه

(داخل خونه)
واسه خودت خوراکی اوردی و لم دادی رو مبل و گوشی گرفتی تو دستت و دیدی اعضا دارن پیام میدن همهشون رو سین زدی اما با خودت فکر کردی بهتره جوابشون رو ندی تا اذیتشون کنی
همه پشت هم پیام میدادن و تو فقط میخوندی و از پشت گوشی میخندیدی تا دیدی اعضا بالاسرتن
جونگکوک: حرص دادن ما خوش میگذره؟
تهیونگ: تو مشکل روانی داری ات جان؟
و همه شروع کردن به زدن تو با بالشت و خندیدن و انقدر بالشت بازی کردین که خسته شدین و همونجا خوابتون برد
(فردا صبح زود)
جین: ولی ات دیشب سکتمون دادی
ات: حرص خوردن شما حال مـــ..... اون لباس من نیست جیمین؟
جیمین: حرص دادنت به ما حال میده گگگ
ات: یااا دعا کن دستم بهت نرسه
تو کل خونه دنبال جیمین دوییدی و جونگکوک داشت یک گوشه شیرموز میخورد و با تاسف بهتون نگاه میکرد
نامجون: بسه دیگه
جی هوپ: دعوااااااا دعوا هی هی
شوگا: اگه گذاشتین من بخوابم اهههه شیبال سکیا
تهیونگ: هیونگ یکم تند رفتی ولی خب حقشون بود

خلاصه تو باعث شدی نامجون یکبار با ازرائیل ملاقات کنه و بگرده اما به این نشونی نبود که تو اذیتشون نکنی


t░h░e░ e░n░d░
دیدگاه ها (۰)

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

سناریو bts(وقتی دستتو میبری ذوق میکنی)«نامجون: وای دستت چیکا...

#میکاپ_آرتیست_من

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

BTS -Army

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

سناریو BTS(وقتی میزنی تو باسن شون در میری)«نامجون: شعور شخصی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط