میکاپآرتیستمن

#میکاپ_آرتیست_من

پارت³
یونا=ات جیمین قراره منو فردا به اعضا معرفی کنه به خاطر همین میام کمپانی
ات=عهههه اینکه خیلی خوبه
یونا=اره می‌دونم
ولی خیلی استرس دارم
ات=اخخخخ دختر من استرس داره؟؟
می خوای بیای خونه ی من فردا باهم بریم؟
یونا=اره میام ولی بعدش جیمین گفته خودم میام دنبالت
ات=اوکی

فلش بک به خونه ی بنگتن

جیمین=بچه ها یه دقیقه بیاین کارتون دارم
جین=نههههه این همه غذا درست کردم بیاین سر میز شام حرف بزنین
کوک=باشه باباااا

نویسنده=همه دور میز نشسته بودن که جیمین شروع کرد به حرف زدن

جیمین=بچه ها می خوام فردا دوست دخترم رو بیارم کمپانی ببینش
نامجون=اینکه عالیه
جیهوپ=مشخصات رو میدی یا فردا باید از خود عروس خانم بپرسیم
جیمین=گزینه ی دو
شوگا=اوکیه
تهیونگ=نامجون فردا ساعت چند باید کمپانی باشیم؟
نامجون =بهتره ساعته ۷بریم که دوست دختر جیمین رو هم ببینیم چون ۹عکس برداریه بهتره زودتر بریم

تهیونگ =اوکیه


فکر بک به.......
تو خماری بمونین برای پارت های بعدی ددی
بوث به کله هاتون💗😌
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

𓆩 پارت ۵۰ 🖤🥀 𓆪جیمین با ناباوری گوشی رو پایین آورد.ات: چی شده...

the lost leaves/رمان جیمین

عشق بعد نفرت

My dady پارت④①«ویو ۳ روز بعد تهیونگ» همینطور که با جیمین صحب...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

پارت ۴

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🚗 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🚗╰─━━━...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط