{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخر به جفای تو ستمکار چه سازم

آخر به جفای تو ستمکار چه سازم
با خون تو ای شوخ جفا کار چه سازم...

در پیش جفا و ستم ات دم نتوان زد
با صبر کم ،و با غم بسیار چه سازم...

بر یاد وصال تو من اندر شب هجران
با دیده غم دیده و خون بار چه سازم...

دور از نظرم گشت چو آن دیده خندان
چون بلبل محزون بحس و خار چه سازم...

ناصح عبث طعنه مزن بر من شیدا
دل می کشدم جانب دلدار چه سازم...

ور ،روشنی از صبح وصال تو ندیدم
با تیرگی شام و شب تار چه سازم...

گویند که از چه تو بی صبر و قراری
هوش و خردم رفت پی یار چه سازم...

دیدگاه ها (۲)

درد یعنی من کنارت باشم و تو دورتردرد یعنی عاشقت باشم ولی تو ...

گریه نکن چشمای من تو رو‌خدا بسه دیگهمن میدونم دوسش داری اون ...

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیرتو همیشه شاد باش و غصه ها...

نــه نمـے دانــے…! هیچــکس نمــے دانــَـد…! پشت ِ ایــ ن چهـ...

هر زمان جوری ز خوبان می‌کشمهر نفس دردی ز دوران می‌کشمخون دل ...

ای چهرهٔ تو چراغ عالمبا دیدن تو کجا بود غمشد خلد به روی تو س...

‍ از غمِ هجران تو، می‌سوزم ای جانانِ مندردِ بی‌درمان من ، ای...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جفا نیست...

‍ از غمِ هجران تو، می‌سوزم ای جانانِ مندردِ بی‌درمان من ، ای...

‌ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

قصه گو قصه ی من خانه خرابست ننویس همه شب منتظرم دشت سرابست ن...

اى قرار جان ز داغت بى قرارى می کنمرفتى و من تا که هستم سوگوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط