{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای چهرهٔ تو چراغ عالم

ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم

شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم

ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
چون تو دگری نزاد ز آدم

کوی تو شدست باغ عشاق
باریده بر او ز دیده هانم

بندیست نهان ز بند زلفت
بر جان و دل رهیت محکم

هر روز همی شود به نوعی
حسن تو فزون و صبر من کم

گر بود مرا پری به فرمان
ور باشد ملک و ملکت جم

بر زد نتوان به شادکامی
بی روی تو ای نگار یک دم

ای جان من و دو دیده بر من
چون دیدهٔ مور گشت عالم

آخر به سر آید این شب هجر
وین صبح وصال بردمد هم

گر بر لبم آید آن لبانت
هرگز نزنم من آتشین دم


سنایی
دیدگاه ها (۳)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

ترانه عشق

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

ای چهرهٔ تو چراغ عالمبا دیدن تو کجا بود غمشد خلد به روی تو س...

بیا که با سر زلفت قرار خواهم کردکه گر سرم برود برندارم از قد...

بیــا که با سر زلفت قــــرار خواهم کرد که گر ســرم بــرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط