{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی تهکوک

تک پارتی تهکوک
وقتی کوکی روی ته دست بلند می‌کنه.....

ویو: امروز تهیونگ و جونگکوک رفت بودن یک مراسم و یک آلفا به تهیونگ زل زد بود و این باعث شد جونگکوک حسادت کن و جونگکوک بزور تعیونگ از اونجا برد و این باعث دعوت شد و جونگکوک به تعیونگ سیلی زد

و ته با گریه رفت اتاقش

جونگکوک: لعتنی نباید این کارو میکردم(باید برم از دلش دربیارم)

ویو: جونگکوک رفت مغازه و به عالم برای ته خوارکی مورد علاقه ته خرید و چون یادش بود نزدیک هیت ته برای پد گرما ایشی خرید و رفت خونه وقتی رسید در اتاق ته در زد

کوک:بیب درو بزار من معذرت می‌خوام لطفا درو باز کن برات خوراکی خریدم

ویو نه: نگاهی به در کرد و با شنیدن اسم خوراکی سریع درو باز کرد کوک اومد داخل و لب های ته رو بوسید و از دلش درآورد

__________________________
خب بچه ها نظرتون بگید چطور بود🎀🛐
دیدگاه ها (۰)

شاگرد لوس من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

# قولی_که_شکست ###پارت ۷جونگکوک گفت :+ته ته پرا تنو این‌طوری...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

پارت سوم..... :)

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط