{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازدهمزمان حال

پارت یازدهمزمان حال


الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار شده میگذره و هیچ صدایی از اتاق جونگکوک نمیاد


تهیونگ: آجوما برو به جونگکوک بگو بیاد نهار


آجوما: چشم ارباب


آجوما به سمت اتاق جونگکوک رفت در زد

آجوما: پسر ارباب میگن بیا نهار

چند مین بعد

آجوما هیچ صدایی نشنید واسه‌ی همین در باز کرد

آجوما: جیغغغغغ

ویو تهیونگ: داشتم کارام انجام می‌داد که صدای جیغ آجوما آورد منم به سرعت رفتم پیش آجوما


ویو آجوما: وقتی در باز کردم جونگکوک روی زمین افتاده بود به سمتش رفتم تکونش دادم ولی بیدار نمیشد

تهیونگ: آجوما چیشده چرا جونگکوک روی زمین افتاده؟

آجوما: جونگکوک تکون نمیخوره

تهیونگ وقتی این حرف شنید سریع زنگ زد به دکتر
دیدگاه ها (۱۹)

p¹⁷یه ماه بعد :ویو تهیونگیه حسی همش بهم میگفت کوک خیانت نکرد...

خاطرات عشق ما 1ویو سوهی + داخل اتاقم بودم و داشتم کتاب میخون...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

عشق خیانت انتقام

پارت ۳۸درگیری شروع شد.تهیونگ از جونگکوک قوی‌تر شده بود.اما م...

پارت ۳ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تو راه جونگکوک محک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط