وقتی فروخته میشی بهش اما.....♡

وقتی فروخته میشی بهش اما.....♡
𝕊𝔼𝔸𝕊𝕆ℕ 2
𝙿𝙰𝚁𝚃 7
ا.ت: ای میا تویی
میا: نه پس عمم اره دیگه منم
ا.ت: خوبی راستی خبری از اون نداری
میا: اون کیه
ا.ت: اون دیگه
میا: اون کیه
ا.ت: جیمین دیگه
میا: نه ولی ۱ هفته پیش با جیهوپ و بچه ها رفتن بار و کلی درد دل کرد
ا.ت: میدونی چی گفته
میا: امم اره ولی نمیگم
ا.ت: چرا
میا: مگه برات مهمه
ا.ت: نه کی گفته
میا: برات میگی برات مهم نیست
ا.ت: باشه برام مهمه بگو
میا: باشه گفته ا.ت رو دوست دارم ی هوس زود گذر رو فعلانو بسلا
ا.ت: کاش میدونستم چرا بهم خیانت کرده
میا : من میدونم
ا.ت: چرا نگفتی از اون موقع هانن؟؟
میا: چون ۱ هفته پیش فهمیدم
ا.ت: خوب بگو دیگه
( ۵ سال پیش)
جیمین ویو
چند وقته ی دختره امده تو شرکتمون ولی همش میاد پیشه من
چند روز بعد
جیمین: خوب امروز تولد سوهو هست
سوهو : ممنون رئیس
چند ساعت بعد
سوجین : جیمین میشه منو برسونی خونمون
جیمین: اوکی
سوجین: زنت که مشکل نداره؟
جیمین : نه بابا

رسیدن خونه ی سوجین
اسمس سوجین به اون شخص

سوجین: $ برقا رو قطع کن تا جیمین بیاد بالا و خودتم برو بیرون برو خونه ($علامت اون شخص تو پارت ۱۵ )
$: چشم
سوجین: جیمین دستت درد نکنه فقط ی چیزی وایسا تا من بیام
جیمین: باشه
۱ دقیقه بعد
سوجین : جیمیننن
جیمین: بله
سوجین: این برقا رفته جایی رو نمیبینم میتونی درستش کنی
جیمین: باشه الان میام
۵ دقیقه بعد
جیمین: خوب درست شد من دیگه برم
سوجین : میگم جیمین حالا بمون ۵ دقیقه استراحت کن بعد برو
جیمین: اخه..نمیتونم...نمیشه
سوجین: زنت مشکلی داره که ی ذره دیر بری؟؟
جیمین: نه
سوجین : خوب بشین
جیمین: باشه پس میشه لطفا ی دونه قهوه بهم بدی
سوجین : باشه
تو اشپز خونه
سوجین ویو
خوب الان وقتشه ی ذره از این تحریک کننده بریزم خوبه زیاد خوبه تر
سوجین : بفرما جیمین وقط خیلی همش بزن
جیمین: باشه
جیمین: اههه چقدر تلخه
جیمین: میشه ی لیوان اب بیاری لطفا
سوجین‌ :باشه
تو اشپز خونه
سوجین ویو
خوب بزار تو این پارچه اب بریزم شاید بهتر باشه
سوجین : بفرما
جیمین: نمی خواست این پارچ اب رو بیاری ولی ممنون
بعد خوردن ۳ لیوان اب
جیمین ویو
خیلی گرم بود داشتم میپختم که سوجین هم خودش رو بهم می مالید منم تحمل نکردم بغلش کردم بردمش تو اتاق
سوجین: جیمین ولم کننن

( اصمات هست دوستان )

پایان ۵ سال پیش

میا: هر وقت به ی بهونه جیمین رو می برد خونه اش و تحریک ککنده تو اب یا قهوه میریخت و جیمین می خورد و این کارا رو میکرد و جیمین هم گول میزد
ا.ت: پس این کارا رو میکرد که اموالش رو بالا بکشه
میا: اره


پایان
دیدگاه ها (۰)

سرنوشت پارت (۱۲)

سناریو مایکی پارت ۲

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو سائه پارت اخر

چند پارتیـــــــــــــ💔🖤ــــــــــــوقتی نصفه شب می‌فهمه از ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو سانزو پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط