{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتیـ

چند پارتیـ
ــــــــــــ💔🖤ــــــــــــ
وقتی نصفه شب می‌فهمه از دستت داده
ـــــــــــــ💔🖤ـــــــــــ
پارتـ²
یک هفته بعد ویو جیمین:
امروز روز پایان رابطه ام با ا/ت و پایان چیز دیگه ای هم بود.
قرار دادگاه...

آماده تو ماشین بودم؛اما دلم نمی‌خواست ماشین رو روشن کنم،
بعد دو دقیقه کلنجار رفتن با خودم ماشینو روشن کردم،و راه افتادم.

بعد بیست دقیقه به دادگاه رسیدم پیاده شدم و وارد دادگاه شدم.

تو کل دو ساعت حالم بدتر میشد که اون دوساعت لعنتی با رضایت من و ا/ت و حرفای اضافه تموم شد.

با سردر از دادگاه بیرون اومدم.

به خونه که رسیدم وقتی وارد خونه شدم ی سنگینیه بدی بهم دست داد.
ا/ت نبود...
دخترم نبود...
کل زندگیم نبود...
پرنسسم نبود...
جوجم نبود...
انگار خودمم نبودم.

تا کی می‌تونستم تحمل کنم؟...
فردا؟
پس فردا؟
تاکی؟

ویو جیمین شب:
دیگه تحمل نداشتم رو برج N بودم ساعت ۳:۰۰ و ساعت ۳:۰۵ اسم پارک جیمین به خاطره ها پیوست...

ویو ا/ت صبح:
صبح بلند شدم و دوش ده مینی گرفتم لباسمو عوض کردم و خب خیلی از دیروز تا الان کسل بودم.
رفتم سمت طبقه ی پایین وقتی رسیدم نامجون و پدرم درحال تماشای اخبار بودن.

رفتم کنارشون تصویر جیمین روی تلویزیون نظرمو جلب کرد.

خبر نگار:بامداد دیشب آقای پارک جیمین مدیر عامل مهمترین شرکت کره،از برج N در شهر سئول به پایین پرتاب شده و پزشک قانونی اعلام کرد که خودکشی بوده.
متاسفانه ایشون عمرشون رو به شماها دادن...

چیییی؟
جیمین من؟
کسی که هنوز عاشقشم ولی دیگه نه اسمش تو شناسناممه و حتی تو شناسنامه ی خودش؟؟؟
نه امکان ندارد نه ممکن نیست....😭

ویو نویسنده:
ولی امکان داشت اون روز نه بلکه پایان رابطه ی ا/ت و جیمین بود بلکه پایان زندگیه جیمین هم بود...

جیمین نتونست...
اون بدون ا/ت نتونست...
و خودکشی کرد
و ا/ت هم با دلی پر از حسرت که اگه اون نامه و اون امضا انجام نمیشد الان جیمین پیشش بود...

ا/ت دیگه آدم سابق نشد...

😭💔THE END💔😭
دیدگاه ها (۱۷)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

پارت. 33

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط